أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)
60
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)
خطرناك شد ، زيرا در سياست مداخله مىكرد و مردم به او نزديك مىشدند و در اثناى كلام به آنها مىگفت : « شما مصرىها با بندگى و عبوديت رشد كرده و خو گرفتهايد و در دامن استبداد تربيت شدهايد و از دوران شاهان و فرعونهايى كه از چوپانى به سلطنت رسيدند ، و بر شما حكومت مىكردند ، تا امروز قرنها گذشته و شما باز مظالم فاتحين را بر دوش مىكشيد ؟ و زير لگد ستمكاران لگدكوب مىشويد ؟ حكومتهاى شما بر شما ، تعدّى و جور روا داشتهاند و شما را خوار و ذليل كردهاند و شما نه فقط صبر كردهايد ، بلكه با اين وضع خرسند بودهايد . در نتيجه قوام حياتتان را از دست دادهايد ، زير شلاق و چماق ستمگران عرق ريختهايد و دم نزدهايد . « اگر در رگهاى بدن شما خونى وجود داشت و در آن خون ، سلول حياتى وجود مىداشت و اگر در سرهاى شما اعصابى وجود داشت كه متأثر مىشديد و حميّت در شما برانگيخته مىشد ، به اين خوارى و مسكنت دچار نمىشديد ! قدرت پادشاهان چوپان و سپس يونان و روم و پس از آن حملات ايرانىها بر شما ، و بالاخره عرب و كرد و مماليك و . . . بر شما ، كار را به جايى رسانيده كه همه اين هجوم مهاجمين با كاردهاى تيز طمعكارى ، پوست شما را شكافتهاند و شما مانند صخرهاى كه آن را در بيابان انداخته باشند ، بدون حس و حركت و بدون سر و صدا ، باقى ماندهايد » . از نظر ديگر : به « اهرام مصر » نگاه كنيد و « مجسمههاى ميفن » را ببينيد و آثار طيبه را از نظر بگذرانيد و مناظر « سپوه » و قلعههاى « مياط » را ملاحظه كنيد ، اينها همه شايد سربلندى پدران و عزت اجداد شما بوده و